بررسی چالشهای تحقیقاتی، تولیدی و تجاری گیاهان دارویی در برنامه هفتم توسعه؛
چرا گیاهان دارویی ایران به جایگاه واقعی خود در بازار جهانی نرسیدهاند؟
به گزارش روابط عمومی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور،
نویسنده: مریم مکیزاده، مدیر گروه اکولوژیک مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور
پهنهی سرزمینی ایران از نظر تنوع اقلیمی و برخورداری از ذخایر ژنتیکی، یکی از کشورهای مستعد برای تولید و فرآوری گیاهان دارویی به شمار میرود؛ با این حال، این ظرفیت هنوز نتوانسته است جایگاه متناسبی برای کشور در بازار جهانی ایجاد کند. از سوی دیگر، بخش قابلتوجهی از نیاز صنایع دارویی و غذایی به مواد اولیه از طریق واردات تأمین میشود و کشاورزان نیز سهم محدودی از ارزش نهایی محصولات خود در زنجیره تولید و عرضه به دست میآورند.
این وضعیت در شرایطی ادامه دارد که برنامه هفتم توسعه با تأکید بر بهرهوری آب، سازگاری با تغییرات اقلیمی، توسعه کشاورزی دانشبنیان و گسترش صادرات غیرنفتی، زمینه مناسبی برای تحول در این بخش فراهم کرده است. بنابراین، پرسش اصلی این است که چرا با وجود ظرفیتهای طبیعی و دانش فنی موجود، گیاهان دارویی ایران هنوز به جایگاه شایسته خود در اقتصاد کشور و بازارهای جهانی نرسیدهاند؟
پاسخ را باید در مجموعهای از چالشهای ساختاری، از پراکندگی تحقیقات و ضعف نظام ترویج تا ناهماهنگی سیاستهای تولید، فرآوری و بازار جستوجو کرد؛ چالشهایی که بدون اصلاح آنها، افزایش سطح زیرکشت بهتنهایی نمیتواند به توسعه پایدار این بخش منجر شود.
فاصله پژوهش تا مزرعه؛ یکی از موانع توسعه
بخش تحقیقات و فناوری گیاهان دارویی با چالشهایی روبهروست که مانع از تبدیل دانش تولیدشده به راهکارهای عملی در عرصه تولید میشود. بخشی از پروژههای تحقیقاتی، ارتباط روشنی با موضوعاتی مانند افزایش بهرهوری آب، سازگاری با شرایط اقلیمی و توسعه زنجیره ارزش ندارند. همچنین، پراکندگی تحقیقات و غلبه پروژههای کوتاهمدت، امکان شکلگیری برنامههای منسجم و متناسب با مزیتهای منطقهای را محدود کرده است.
در این میان، ظرفیتهای علمی حوزههایی مانند اکولوژی، زراعت، فیتوشیمی و اقتصاد کمتر در قالب برنامههای مشترک و مسئلهمحور به کار گرفته میشوند. در نتیجه، فاصله میان یافتههای پژوهشی و نیازهای واقعی تولید افزایش مییابد و امکان بهرهبرداری مؤثر از دانش تخصصی کاهش پیدا میکند.
ضعف نظام ترویج نیز بر این مشکلات افزوده است. یافتههای علمی زمانی میتوانند به افزایش بهرهوری و ارتقای کیفیت محصولات منجر شوند که متناسب با شرایط محلی و نیازهای کشاورزان، به زبان کاربردی بازآفرینی و منتقل شوند. از این منظر، تقویت ترویج تخصصی و تربیت مروجان آشنا با ویژگیهای فنی و اقتصادی گیاهان دارویی، یکی از ضرورتهای توسعه این بخش است.
توسعه کشت بدون توجه کافی به منابع و بازار
چالشهای گیاهان دارویی به حوزه پژوهش محدود نمیشود. گسترش سطح زیرکشت بدون ارزیابی دقیق منابع آبی، ظرفیتهای اقلیمی و نیاز واقعی بازار، میتواند به تولید نامتوازن و کاهش توجیه اقتصادی فعالیت کشاورزان منجر شود.
در کنار این موضوع، برداشت از رویشگاههای طبیعی همچنان یکی از مسائل مهم این حوزه است. توسعه اهلیسازی و کشت گونههای اولویتدار در مناطق مستعد، میتواند ضمن تأمین پایدار مواد اولیه صنایع، فشار بر ذخایر طبیعی را کاهش دهد. تحقق این هدف، به برنامهریزی منطقهای، مشارکت جوامع محلی و حمایتهای هدفمند نیاز دارد.
از سوی دیگر، ارتباط ناکافی میان تولیدکنندگان و صنایع تبدیلی و فرآوری، مانعی جدی در مسیر شکلگیری زنجیره ارزش متوازن است. هنگامی که کیفیت محصول و میزان ماده مؤثره آن نقش تعیینکنندهای در قیمتگذاری نداشته باشد، انگیزه تولیدکننده برای ارتقای کیفیت کاهش مییابد و کشاورز از سهم متناسبی از ارزش افزوده نهایی برخوردار نمیشود.
پنج راهکار برای تغییر مسیر توسعه گیاهان دارویی
برای بهرهگیری از ظرفیت گیاهان دارویی در چارچوب برنامه هفتم توسعه، پنج محور سیاستی میتواند مبنای اصلاحات قرار گیرد.
نخست، تغییر رویکرد در سیاستگذاری و عبور از تمرکز صرف بر افزایش سطح زیرکشت به سمت ارتقای بهرهوری، حرکت از پروژهمحوری به برنامهمحوری و جایگزینی نگاه بخشی با رویکرد زنجیرهای است. در این چارچوب، توسعه گیاهان دارویی باید بر پایه مزیتهای منطقهای، محدودیت منابع و نیازهای بازار دنبال شود.
دوم، ایجاد یک نهاد متولی با مأموریت فرابخشی و مشارکت دستگاههایی مانند وزارت جهاد کشاورزی، وزارت بهداشت، سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان برنامه و بودجه و بخش خصوصی است. چنین سازوکاری میتواند به هماهنگی سیاستها، کاهش تعارضات بینبخشی و تعیین اولویتهای مشترک کمک کند.
سوم، بازطراحی نظام تحقیقات و ترویج از طریق تعریف پروژههای تقاضامحور و مسئلهمحور است. همراستایی پژوهشها با نیازهای بازار، اهداف برنامه هفتم و مسائل واقعی تولید، در کنار ایجاد شبکه تخصصی ترویج گیاهان دارویی، میتواند زمینه انتقال مؤثر دانش به عرصه اجرا را فراهم کند.
چهارم، طراحی بستههای حمایتی هوشمند با تمرکز بر اهلیسازی و کشت گونههای اولویتدار در مناطق مستعد، ارائه مشوقهای مالیاتی و بیمهای برای کشت قراردادی و حمایت از توسعه صنایع تبدیلی و فرآوری در مناطق تولید است. این حمایتها باید بهگونهای طراحی شوند که ضمن کاهش ریسک تولید، پیوند میان کشاورزان و صنایع را تقویت کنند.
پنجم، اصلاح نظام قیمتگذاری و بازار از طریق ایجاد سازوکارهای شفاف برای تعیین قیمت بر اساس کیفیت محصول و میزان ماده مؤثره، همراه با شفافسازی زنجیره تأمین است. اجرای چنین رویکردی میتواند انگیزه تولید محصولات باکیفیت را افزایش دهد و زمینه توزیع متوازنتر ارزش افزوده میان حلقههای زنجیره را فراهم سازد.
برنامه هفتم؛ فرصتی برای اصلاح ساختاری
برنامه هفتم توسعه میتواند نقطه عطفی در بازنگری سیاستهای بخش گیاهان دارویی باشد؛ اما دستیابی به این هدف، صرفاً با افزایش تولید یا گسترش سطح زیرکشت امکانپذیر نیست. تحقق این ظرفیت به سیاستگذاری هماهنگ، پژوهشهای مسئلهمحور، توسعه ترویج تخصصی، حفاظت از منابع طبیعی و شکلگیری زنجیره ارزش کارآمد نیاز دارد.
در صورت اتخاذ چنین رویکردی، گیاهان دارویی میتوانند به یکی از محورهای توسعه کشاورزی دانشبنیان، سازگار با محدودیت منابع آب و برخوردار از ارزش افزوده بالا تبدیل شوند؛ مسیری که هم به تقویت اقتصاد کشاورزی و توسعه صادرات کمک میکند و هم زمینه بهرهبرداری پایدار از ذخایر ژنتیکی و ظرفیتهای بومی کشور را فراهم میسازد.
جهت دریافت اخبار در کانال ایتا مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور کلیک کنید.



